تمنای آفتاب
سکوت را میپذیرم اگر بدانم روزی با تو سخن خواهم گفت؛
غم را میپذیرم اگر بدانم روزی در کنار تو شادی را احساس خواهم کرد؛
مرگ را میپذیرم اگر بدانم روزی خواهی فهمید که دوستت دارم
کاش همه چیز از اول شروع می شد تا شعر عشق را از نو می نوشتم و در بیت بیت آن نام زیبایت را
غزل عشق میکردم. این را بدان که هیچ گاه فراموش نمی شوی.
وقتی به راستی سخن گفتم گفتند: دروغ است
وقتی به ستایش رو آوردم گفتند: خرافات است
وقتی گریستم گفتند : کودکانه است
وقتی خندیدم گفتند : دیوانه است
وقتی سکوت کردم گفتند : عاشق است
وقتی عاشق شدم گفتند : گناه است
من اسير توبه هاي يك گناه ساده ام
من تو را عاشق به تعبير تمام تكه هاي بال يك پروانه ام
من به تو آواره ام ، من سراسر ناله ام
من هنوز از بغض هاي بي صدا ديوانه ام
من به زنجير غمت آزاده ام
من به قيد و بند تو دل داده ام
من غرور زير پا افتاده ام
من سراسر قامت ناديده ام
من صداي خواهش نشنيده ام
من به هر جا آتش عشق تو را باليده ام
من هراسان شبنمان درد را بر گونه ام پاشيده ام
من درونم درد را درمانده ام
من خودم را از رهايي رانده ام
من تو را تا بي نهايت مانده ام
من اميدم را به دست باد و باران داده ام
من شكستن را به شوق ضربه هاي دست تو آماده ام
انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس